غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

634

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

عليه و على ساير الانبياء و المرسلين الى يوم الدين ) . الاقليم الرابع اين اقليم بآفتاب تعلق دارد و وسط معمورهء عالم و مسكن اشراف اولاد آدم است و متوطنان بلاد اين اقليم بحسب صورت و سيرت افضل اولاد بشرند و بوفور حسن خلق و لطف طبع مظهر اصناف فضل و هنر و ابتداء اقليم چهارم از مشرق از شمال بلاد چين بود پس بر اراضى تبت و خرخير و ختا و جبال كشمير و بلغر و بدخشان و جنود بلاد ياجوج و ماجوج گذرد پس بر وسط بلاد ترك و شمال بلاد هند و وسط بلدان طخارستان و امصار كرمان و فارس و خوزستان گذرد و بر وسط دياربكر و بلاد عراق و ديار ربيعه و شمال بلاد شام گذرد و آنجا بحر روم را قطع كند و بر جزيرهء قبرس و سقليه و شمال بلاد مصر و اسكندريه و بلاد باريقى و بلاد افرنجه و طنجه بگذرد و بساحل بحر محيط منتهى شود و بعضى از موضع غريبهء اين اقليم برين موجبست . خان باليق دار الملك مملكت ختاست و بفسحت فضا و لطافت آب‌وهوا غيرت بساتين روح‌افزا چنانچه در جزو اول از مجلد ثالث مذكور گشت خان باليق بنا كردهء قبلا قاآن بن تولى خان است و نهرى بزرك در سى گز عرض در ميان شهر جريان دارد و نزديك بكنار آنجوى جاده‌ايست كه بدار الملك ماچين منتهى مىشود و تمامى آن شارع را كه چهل روز راه است همه را بسنك فرش كرده‌اند و از دو طرف درختان بيد و غيره نشانده چنانچه مسافران در سايه طى مسافت مينمايند و هيچ آفريدهء از لشگريان و غير ايشان را زهره و يار اينست كه شاخى از درختان بشكند يا آسيبى ببرك آن رساند و در دو طرف آنراه قراى مصور مشتمل بر بتخانها و دكاكين بسيار است و بعضى از غرائب احوال و اطوار اهالى خان باليق درين حكايت كه نوشته مىشود مرقوم كلك لطف نگار ميگردد . حكايت در مطلع سعد بن مسطور است كه در شهور سنهء اثنين و عشرين و ثمانمائه حضرت خاقان سعيد شاهرخ ميرزا جمعى از ملازمان كه سردار ايشان شاديخواجه بود برسالت ختاى نامزد فرمود و ميرزا بايسنقر سلطان احمد و خواجه غياث الدين نقاش را كه از زيور فضل و هنر بىبهره نبود مصحوب آنجماعت ارسال نمود و با خواجهء مشار اليه مقرر كرد كه از آنزمان كه از دار السلطنهء هراة سفر كند تا هرروزيكه بازآيد آنچه مشاهده نمايد بىزياده و نقصان در قلم آورد چنانچه از روزنامهء كه خواجه غياث الدين بموجب فرموده نگاهداشته بود بوضوح مىپيوندد كه ايلچيان شانزدهم ذيقعده سنهء مذكوره از بلدهء فاخرهء هراة عازم ختاى گشته بيست و دوم محرم الحرام سنهء ثلث و عشرين و ثمانمائه بسمرقند رسيدند و آنجا توقف كردند كه ايلچيان ميرزا سيورغتمش و امير شاه ملك و شاه بدخشان بديشان پيوستند و عاشر صفر از سمرقند بيرون رفته بيست و هشتم جمادى الاولى بجلگاه يلدوز ايل شير بهرام درآمدند و با آنكه آفتاب در سرطان بود در آن بيابان آب مقدار دو انگشت يخ بسته بود و اكثر اوقات باران و ژاله ميباريد لا جرم ايلچيان بمشقت تمام طى مسافت مينمودند تا در اواخر جمادى الاخر به شهر طوقان رسيدند و اكثر مردم آن